محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
770
مخزن الأدوية ( ط . ج )
ماهيت آن : بولس گفته نباتى است شبيه به حنظل در جوف آن شحم و تخم آن با عفوصت . طبيعت آن : گرم و با خشكى بسيار . افعال و خواص آن : * اعضاء الرأس و غيرها * سعوط آن جهت دفع بدبويى بينى و قطع رعاف و ضماد آن با روغنها مدر عرق و با شراب جهت گزيدن عقرب نافع . نرجس به فتح نون و سكون را و كسر جيم و سكون سين مهمله معرب از نرگس فارسى . ماهيت آن : گلى است بسيار خوشبو و دو نوع مىباشد يك را قدحى و دويّم را مضاعف نامند قدحى در ميان آن به شكل قدحى و پياله كوچكى زرد رنگ و اطراف آن شش عدد و برگهاى سفيد مايل به تدوير و اين را نرگس نر نيز نامند و مضاعف را ماده و به شيرازى هفت زرده برگهاى آن زياده و به الوان ديگر نيز مىباشد مانند بنفش و نبات آن در ساق و برگ و تخم و بيخ شبيه به پياز و كوچكتر از آن و بيخ قدحى را چون به شكل صليبى شق كنند و غرس نمايند مضاعف مىگردد . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و بعضى معتدل در گرمى و خشكى و بعضى در دويّم گرم و خشك گفتهاند و تخم آن در دويّم گرم و خشك و گفتهاند در اول تر . افعال و خواص آن : جالى و جاذب از عمق بدن و محلل قوى و غاسل . * اعضاء الرأس * بوييدن گل آن جهت صداع بلغمى و سوداوى و تفتيح سده دماغى و ازاله نزلات و زكام بارده نافع جهت آنكه محلل قوى است . جبرييل بن بختيشوع گفته هركه خواهد در زمستان زكام به هم نرساند مداومت به بوييدن نرگس نمايد و ضماد آن جهت سعفه و منع نزلات . ذرور بيخ خشك آن رافع سبل و ناخنه و ضماد آن با عسل جهت تشنج اعصاب . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن بيخ خاييده و يا مطبوخ آن بغايت منقى خصوصاً با عسل و مخرج هر چه در معده جمع شده و منقى رحم و مسقط جنين زنده و مرده و التيام دهنده زخمهاى ظاهرى و باطنى و چهار درم آن با ماء العسل مخرج اقسام كرم معده و مسكن اوجاع مثانه و رحم و ضماد بيخ آن كه سه روز در شير خصوصاً در شير گاوميش خيسانيده خشك نموده پس ساييده باشند جهت تقويت باه و سطبرى قضيب و بر مادون احليل جهت رفع عنين مجرب و به تنهايى نيز مقوى باه و معظم ذكر است . * الجروح و القروح و الاورام و البثور * ذرور بيخ آن قاطع خون جراحات و التيام دهنده آنها و ضماد آن با سركه و عسل منقى قروح و گشاينده دبيلات كه دشوار به نضج آيند و با آرد گندم و يا شيلم و عسل جهت اخراج پيكان و خار و امثال آن و تحليل اورام اعصاب و ضماد بيخ آن با سركه و عسل جهت تنقيه اوساخ و التيام جراحات عظيمه و غايره و وتر و رباط و عصب مقطوع و با صندل سرخ و گل ارمنى و فوفل و اقاقيا و حضض و سفيداب و مرداسنگ جهت ورمهاى جاسيه . * آلات المفاصل * ضماد آن با عسل جهت دردهاى مزمنه اعصاب و مفاصل و نقرس و شكستگى اعضا و نيز ضماد آن ملزق و چسبنده جراحات عارض در اعضاى عصبانى است الزاق شديد . * حرق النار * ضماد آن با عسل جهت سوختگى آتش . * الزينه * ضماد آن با سركه جهت داء الثعلب و بهق و آثار جلد . مضر محرورين و مصدع ايشان ، مصلح آن بنفشه و كافور و در همه افعال گل آن مانند بيخ آن . مقدار شربت آن : يك مثقال و نيم . روغن گل آن مانند روغن گل مدّت چهل روز در آفتاب مرتب نموده و در بين تجديد گل كرده باشند محلل و مسكن اوجاع سوداويه و ريحيه و رافع صداع ريحى و صداع رطب و سوداوى و دافع دردهاى بارد و موافق امراض عصب و گشاينده فم رحم و مسكن اوجاع آن و مصدع محرورين و تخم آن تا سيّم گرم و خشك و با رطوبت فضليه . افعال و خواص آن : آشاميدن نيم درم آن با شير تازه دوشيده بغايت محرك باه و ضماد آن با سركه جهت كلف و بهق و نمش موثر است . نروك به فتح نون و ضم را و سكون واو و كاف لغت فارسى است . ماهيت آن : بيخى است شبيه به لعبت بربرى و از آن بزرگتر و از كرمان آورند . امين الدوله گفته كه مخبر صادق به من خبر داد كه در جبال كرمان خصوصاً جايى كه پلنگ باشد در اول بهار نباتى مىرويد برگ آن در ابتدا شبيه به برگ خربزه و چون به قدر شبرى رسد شكل برگ آن منقلب گردد و بنا بر آن در آن وقت آن مكان را نشان مىكنند و بعد از خشكى گياه و رسيدن بيخ آن به همان نشان بيخ آن را اخذ مىنمايند و گفتهاند علامت خوب و خواص آن آنست كه چون بر بالاى ديگ جوشان بگذارند در ساعت از جوش باز ايستد و چون در تنور اندازند نان از تنور بريزد و چون در شير اندازند شير بريده گردد و رنگ اصلى آن به رنگ پلنگ ابلق مىباشد و نيز از خواص آنست كه چون پلنگ از زاييدن بسيار آزار مىيابد و بر او دشوار است زادن لهذا آن بيخ را پيدا كرده برآورده مىخورند تا بار نگيرد و از خوردن آن باز نمىگيرد و در بدن آن غدد به هم مىرسد و از هر مكانى كه پلنگ بيخ آن را برآورده خورده باشد باز سال ديگر از همان مكان بيخ تازه مىرويد و با سبزى مىباشد به خلاف آنچه را